على محمدى خراسانى

24

شرح منطق مظفر (فارسى)

« لكنه عالم » ( مقدّمهء دوّم ) « اذن فمحمّد واجب احترامه » . ( نتيجه ) مىبينيم كه اين نتيجه در جزء ثانى مقدّمهء اوّل ، يعنى در تالى قضيه شرطيه آمده و اين را مىگويند : از راه استثناء عين مقدّم به عين تالى دست يافتيم يا از وضع مقدّم ، وضع تالى را نتيجه گرفتيم . مثال دوّم براى موردى است كه نقيض نتيجه در مقدّمهء اوّل آمده باشد : « لو كان فلان عادلا ، فهو لا يعصى اللّه » ( مقدّمهء اول ) « لكنه قد عصى اللّه » ( مقدّمهء دوم ) « اذن فما كان فلان عادلا ( نتيجه ) در اين‌جا نيز مىبينيم نقيض نتيجه ، در مقدّمهء اوّل صريحا در مقدم قضيه شرطيه آمده ، چون نتيجه سلبى است و آن‌چه در آن مقدّمه آمده ، ايجابى است و ايجاب و سلب متناقضان هستند . اين قياس از نوع استثناء نقيض تالى است كه ، نقيض مقدم را نتيجه مىدهد يا رفع تالى ، منتج رفع مقدم است و در هرحال اين را نيز قياس استثنائى گويند بدان جهت كه مشتمل بر كلمهء استثناء يعنى « لكن » است . 2 . و يا اين است كه عين نتيجه يا نقيض آن نه به ماده و نه به هيئت در مقدّمات استدلال نيامده نه صريحا و نه بالقوه ، مثال : « العالم متغير » و « كل متغير حادث » ، « فالانسان حيوان » در اين‌جا نتيجه اصلا با مقدّمات سنخيت ندارد و از آن‌جا كه بايد ميان لازم و ملزوم ، معلول و علّت تناسبى باشد پس اين فرض باطل است . 3 . و يا اين است كه عين نتيجه يا نقيض آن به مادّه ، در مقدّمات نيامده ولى به هيئت آمده است كه اين نيز باطل است ، زيرا هيئت بدون مادّه متصوّر نيست . 4 . و يا اين است كه خود نتيجه يا نقيض آن به صراحت و بالفعل و به صورت خاصى كه در نتيجه دارند در مقدّمات قياس نيامده ، لكن به مادّه‌اش به صورت پراكنده در مقدّمات قياس آمده نام اين قسم ، « قياس اقترانى » است و وجه تسميه‌اش به اقترانى آن است كه : اجزاء و حدود قياس به يكديگر نزديك بوده و كلمه‌اى از قبيل « لكن » ميان آن‌ها فاصله نيانداخته است . مثال :